حسینعلی صالحی وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی
 

ایرانیان صاعد

صفحه خانگی

فارسی العربي English French
حسینعلی صالحی
وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی
 
 

به قلم حسینعلی صالحی: اخلاق به مثابه موسیقی متن وکالت دادگستری

اخلاق به مثابه موسیقی متن وکالت دادگستری

حسینعلی صالحی وکیل پایه یک دادگستری
حسن مه رویان مجلس گرچه دل می برد و دین
بحث ما در لطف طبع و خوبی اخلاق بود
حافظ
حسینعلی صالحی وکیل پایه یک دادگستری  
گویند: شاعری در نزد کریم خان زند رفت و قصیدۀ ستایش آمیز و چاپلوسانه ای را که در مدح او سروده بود، بر خواند. وکیل الرعایا، دستی برهم زد و آواز داد: هی کُره (پسر) صد تومان به این شاعر بدهید. شاعر با خشنودی سر فرود آورد و بیرون رفت، اما پیش هرکس رفت تا پول را دریافت کند، چیزی عایدش نشد و دیگر بار نزد کریم خان بازگشت و گلایه کرد که: کسی پول را نمی دهد. کریم خان لبخندی زد و گفت: کُره (پسر) تو دروغ هایی به هم بافتی و خواندی، ما را خوش آمد، ما هم دروغی گفتیم که تو را خوش آید، دیگر چه جای شکوه و گلایه، پول برای چه؟!
وکیل به عنوان شخصی که می تواند نقش حیاتی در احقاق حقوق حقه موکل ایفاء نماید، الزاماً مکلف به رعایت «اخلاق حرفه ای» در ارائه خدمات حقوقی نیز می باشد. در واقع، اخلاق بایستی در سرلوحه ارائه خدمات حقوقی تلقی شده و همواره به مثابه موسیقی متن جامعه وکالت مدنظر قرار گیرد. اگرچه متأسفانه در مقررات داخلی اشاره ای به این وظیفه وجدانی نشده است، اما این به معنای نفی و نادیده گرفتن اخلاق در عرصه وکالت نمی باشد. در این مختصر سعی بر این است که به کارکردهای اخلاق حرفه ای وکلا در رابطه با جامعه هدف و دادگاه ها پرداخته شود.

حسینعلی صالحی وکیل پایه یک دادگستری
الف) قبول دعاوی صرفاً در زمینه تخصص وکیل

حسینعلی صالحی وکیل پایه یک دادگستری
   بدون تردید، هدف اصلی و غایی از مراجعه جامعه به وکلا، ارائه خدمات حقوقی به نحو مطلوب می باشد. در واقع، این انتظار عاقلانه است که شخصی که هزینه و زمان خود را صرف مراجعه به یک وکیل برای حل مشکل حقوقی خود می نماید، انتظار هم دارد که خدمتی مطلوب دریافت نماید. ارائه خدمات مطلوب حقوقی با توجه به رشد و توسعه صنعت و تجارت مرهون داشتن تخصص و تجربه کافی در موضوع ارجاعی است. این سؤال مطرح می شود که آیا با توجه به تغییر و تنوع روز به روز موضوعات حقوقی و مسائل پیچیده و تخصصی ای که در موضوعات حقوق شهرداری، مالیاتی، بیمه، خانوادگی و امثال ذلک به وجود می آید، می توان ادعا نمود که ارائه دهنده خدمات حقوقی در همه این زمینه ها تخصص و تبحر لازم و کافی دارد؟ مسلماً پاسخ منفی است. پس، همانگونه که این انتظار بیجا است که هر وکیلی در همه حوزه ها و زمینه ها تخصص و تبحر لازم و کافی را داشته باشد، پذیرفتن پرونده ای که وکیل در آن حوزه تخصص و تبحر لازم را ندارد، خلاف اخلاق است؛ چرا که ممکن است منتهی به تضییع حقوق موکل شده و امکان اعاده وضع به حالت سابق دیگر میسور نباشد. چه بسیار مواردی مشاهده شده است که هرچند ثبوتاً حق به نفع موکل بوده است، اما به لحاظ آنکه در موضوع دعوا وکیل وی تخصص لازم را نداشته است، نتوانسته حق وی را اثبات نماید که نهایتاً منتهی به بی حقی موکل شده است. حال سؤال این است آیا چنین اقدامی که ممکن است تنها امید فرد را نابود نماید و چه بسا تأثیر شگرف در زندگی مادی و معنوی وی داشته باشد، خلاف اخلاق نمی باشد؟ کدام وجدان به انسانی اجازه می دهد که بتواند حقوق از دست رفته موکل خود را دست مایه تجربه خویش سازد؟ اگر آن دعوا پذیرفته نمی شد و یا با مشورت وکلایی که تجربه لازم را دارند، مسیر قضایی پیموده می شد، اخلاقی نبود؟ شاید به دلیل همین است که استاد دکتر کاتوزیان نیز می فرمایند: «حتی اعتقاد دارم بعد از اینکه پروانه به دست وکیل رسید حتماً باید کارآموز موظف باشد که لااقل 2 سال پس از پایان کارآموزی با یک وکیل دادگستری کار بکند، یک وکیلی که امتحان خودش را داده است نه اینکه تا مرکب پروانه خشک شد بتواند حتی در دیوان عالی کشور وکالت بکند، این کار درستی نیست».

حسینعلی صالحی وکیل پایه یک دادگستری
ب) اظهار حقایق ضمن ارزیابی تخصصی موضوع

حسینعلی صالحی وکیل پایه یک دادگستری
   وظیفه اخلاقی و وجدانی بر وکیل حکم می کند که در موضوع ارجاعی به وی ابتدا مشاوره سنجی نموده و چنانچه پرونده راه حل حقوقی نداشت، حقیقت را به موکل خویش بازگو نماید. در واقع، چه بسیار مواردی دیده شده است که بعضاً وکلا با اینکه پرونده راه حل قانونی نداشته و امکان تحصیل حکم در دادگاه ضعیف می باشد، اما با اصرار موکل و یا احیاناً به دلیل کسب درآمد قبول پرونده نموده اند.
   هرچند از لحاظ حقوقی تعهد یک وکیل از نوع تعهد به وسیله است و هیچ گاه نتایج یک دادرسی را تضمین نمی کند، اما این در جایی صدق می کند که وکیل با مشاوره سنجی، نه تنها حق را با موکل خود می داند، بلکه احتمال قوی می بیند که می تواند حکم بر له موکل تحصیل نماید و در این راستا همه تلاش خود را می نماید، اما به دلایلی موفق نمی شود؛ ولی در جایی که امکان تحصیل حکم به نفع موکل ضعیف است، از لحاظ اخلاقی قبول پرونده ناصواب است. حتی در جایی که پنداشته می شود حق به نفع موکل بوده و اصولاً دادگاه بایستی حکم به نفع او صادر نماید، بازهم بایستی احتمالات را در نظر گرفته و اثر هریک را به موکل گوشزد نمود. ماده ۴۵ قانون وكالت در این زمینه مقرر مي دارد: «وکلا باید اثر قانونی عدم پیشرفت دعوی موکل را در امری که نسبت به آن قبول وکالت ‌می‌نمایند اعم از امور حقوقی و جزایی مخصوصاً در اقامه دعوی جزایی و دعاوی جعل و اعسار قبل ازتنظیم قرارداد حق الوکاله به موکل خاطر نشان نمایند».

حسینعلی صالحی وکیل پایه یک دادگستری
ج)تبعیض قائل نشدن بین وکالت های تعیینی و معاضدتی یا تسخیری

حسینعلی صالحی وکیل پایه یک دادگستری
از دیگر زیر مجموعه های ارائه خدمات حقوقی مطلوب به جامعه هدف این است که چنانچه در موردی قبول وکالت شد، وکیل می بایست نهایت تلاش و دقت خود را صرفنظر از امور مادی و حق الوکاله به کار گیرد تا حق را بر جای خود نشاند. برای نمونه، وکیل بایستی پرونده های معاضدت قضائي و وکالت تسخیری که حسب مورد از طرف كانون و دادگاه ها جهت دفاع از خوانده و متهم در حدود قانون و نظامات به وی ارجاع مي شود، با رعایت همان اصول حرفه ای وکالت و بدون توجه به امور مادی و با علاقه مندي انجام دهد. (بند ۲ ماده ۷۸ آئين نامه لايحه استقلال) پس بايد به خاطر داشته باشيم كه وقتي یک وکیل وكالت كسي را بطور تعييني پذيرفت يا به عنوان وكيل تسخيري و معاضدتی فردي برگزيده شد، بايد آنچه را در توان دارد، بدون توجه به ملاحظات مختلف، در دفاع از موكل انجام دهد.

حسینعلی صالحی وکیل پایه یک دادگستری
د) رازانگاری اظهارات موکل

حسینعلی صالحی وکیل پایه یک دادگستری
   از دیگر اصول اخلاقی که وکیل موظف به رعایت آن است، رعایت اصل رازداری و محرمانه تلقی نمودن اظهارات موکل است. در واقع، وقتی شخصی به وکیل مراجعه می کند، اینقدر بایستی به او اعتماد داشته باشد که بتواند حقایق را بازگو نماید تا انتظار خدمت حقوقی مناسبی داشته باشد؛ چرا که در غیر این صورت موکلین از اظهار هر چیزی به وکلا بیم به خود راه می دهند که این ممکن است در تخریب حرفه ی وکالت تأثیر گذار باشد. اما از سوی دیگر، ممکن است در برخی پرونده ها و اظهارات موکل، مواردی وجود داشته باشد که وکیل از لحاظ اخلاقی موظف به افشای آن است. برای مثال، چنانچه شخصی که به اتهام قتل تحت محاکمه است به وکیلی مراجعه نموده و حقایق را به گونه ای وارونه جلوه دهد اما در هنگام ختم دادرسی و صدور رأی به نفع وی، به دلایل متقن احراز شود که وی واقعیت را کتمان نموده و حقیقتاً قاتل است، از یک سو اصل محرمانه بودن اقتضاء می کند که وکیل حقیقت را افشاء ننماید و از سوی دیگر، اخلاق اقتضاء می کند که خون بی گناهی پایمال نشده و وکیل همه آنچه را که بعداً متوجه شده است افشاء نماید.
   در پاسخ به این سؤال که در تعارض بین این دو اصل چه باید کرد و کدام مقدم است، سه نظریه ارائه شده است: نظریه خود مختاری؛ که ارزش فوق العاده ای برای اصل محرمانه بودن قائل است و حفظ اسرار موکل و عدم افشای اظهارات در هر طریق را منحصر به منافع موکل ضروری می داند حتی اگر حقوق جامعه را تضییع نماید؛ نظریه سوسیالیست؛ که ارزش پائینی برای اصل محرمانه بودن قائل است و بر اساس آن هرکجا بین منافع جامعه و شخص تضاد داشته باشد، اصل محرمانه جاری و ساری نمی باشد؛ نظریه وظیفه شناسی؛ طرفداران این نظریه معتقدند وظیفه اخلاقی وکیل رازداری اظهارات موکل خود می باشد و نمی تواند بدون دلایل موجه این اصل اخلاقی را نقض نماید مگر اینکه افشاء اظهارات موکل تنها راه حفظ حقوق جامعه و اشخاص ثالث باشد.

حسینعلی صالحی وکیل پایه یک دادگستری
ه) وساطت و تشویق به سازش

حسینعلی صالحی وکیل پایه یک دادگستری
   هدف اصلی از وکالت کشاندن پرونده به مراجع قضایی و حل و فصل دعاوی از این طریق نمی باشد، بلکه صدور حکم از سوی دادگاه به عنوان آخرین هدف و بعد از اینکه مراحل دیگر کارساز نبود بایستی مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین، اخلاق حکم می کند که در وهله اول مراجعه موکل به وکیل، موضوع از طریق سازش و صلح خاتمه یابد. در حقیقت، شاید توجه به بعد اخلاقی صلح بوده که فقها آن را «سید عقود» نامگذاری کرده اند زیرا در این عقد، طرفین به اختیار و رضا از برخی حقوق خود صرفنظر می نمایند تا به یک هماهنگی نائل آیند و اختلافات خود را پایان دهند. نقش اخلاقی وکیل در این رابطه این است که مضرات کشانده شدن دعوا به دادگاه و اطاله دادرسی را گوشزد کرده، حتی الامکان طرفین را به صلح دعوت نموده و اختلافات آنها را فیصله دهد. چند وقت پیش شاهد این قضیه بودم که زنی به یکی از همکاران مراجعه نمود و بعد از طرح اختلافات فی مابین و همسرش، عنوان نمود قصد دارد مهریه خویش را به اجرا گذارد. هرچند طبق قانون مدنی مهریه از حقوق مسلمه زوجه می باشد، اما چون در اینجا بوی گروکشی و نهایتاً از هم پاشیدگی زندگی زناشویی می آمد، همکار محترم با رعایت ملاحظات روانشناسی و جامعه شناسی این اقدام زوجه، وی را به سازش و انصراف از دعوا دعوت نمود و جالب اینکه چون سخن منطقی بود، زوجه کاملاً اظهارات ایشان را تأئید و به زندگی زناشویی خویش بازگشت. حال اگر از نگاه صرف قانونی می خواستیم به قضیه بنگریم، نتیجه این می شد که پرونده قبول و در دادگاه علیه زوج طرح دعوا شود. نتیجه شوم چنین سطحی نگری به موضوع، خصومت بیشتر بین زوجین و احتمالاً پاره شدن زندگی زناشویی می بود در حالیکه با چاشنی کمی اخلاق از جلوی این واقعه شوم گرفته شد و مطمئن هم هستم که همگان در درون خویش چنین رفتارهایی را تحسین و تشویق می کنند.

و) جلوگیری از اطاله دادرسی

حسینعلی صالحی وکیل پایه یک دادگستری
   چه بسیار دیده شده است که بعضاً وکلا در پرونده هایی که قبول می کنند و چون از لحاظ استدلالی و ماهیتی شانسی در پرونده ندارند، مجبور می شوند با ایرادهای شکلی و بی مورد روال دادرسی را طولانی نموده و مانع رسیدن موقتی حق طرف مقابل شوند. دادگاه در اینگونه موارد نیز بنا به حجم پرونده ها ممکن است مکرراً جلسه را تجدید نموده و وقت نظارت تعیین کند. حقیقتاً این روش دور از اخلاق و وجدان حرفه ای است که یک وکیل دادگستری موقتاً مانع رسیدن حق به حقدار شود.اخلاق حکم می کند که ایرادهای شکلی جهت تعویق در صدور رأی و تشویش ذهن دادگاه ابراز نشود تا دادرسی روند عادی خود را طی کند. اگر وکیلی از ابتدا احساس می کند که حق با موکل وی نیست، پرونده را قبول نکند بهتر است و اگر در جریان دادرسی متوجه این موضوع می شود، بنحوی که حقوق موکل تضییع نشود از تعقیب موضوع منصرف شود. ماده 30 منشور اخلاق حرفه ای وکیل دادگستری نیز در این زمینه بیان می دارد: «وكیل نباید به طور مستقیم یا غیرمستقیم برای رد قاضی یا حكم یا طرف مقابل، یا به منظور تطویل دادرسی به وسایل خدعه آمیز متوسل شود».

حسینعلی صالحی وکیل پایه یک دادگستری
   «رعایت اخلاق حرفه ای در عرصه وکالت» به چند موردی که بررسی گردید محدود نمی شود و در این زمینه سخن بسیار است. در این مختصر سعی گردید مهم ترین آنها بررسی و بحث شود، بدان اُمید که این قاعده سرلوحه فعالیت های وکالت قرار گرفته و این میراث ماندگار پیشینیان به نسل های جوانتر منتقل شده و توسط همان ها ادامه یابد.


 

حسینعلی صالحی
شعار حسینعلی صالحی